| بخش ۱۹ - تمثیل در بیان مقام نبوت و ولایت | ||
| نبی چون آفتاب آمد، ولّی ماه | مقابل گردد اندر «لی معالله» | |
| نبوّت در کمالِ خویش صافی است | ولایت اندر او پیدا، نه مخفی است | |
| ولایت در ولیّ پوشیده باید | ولی اندر نبیّ پیدا نماید | |
| ولی از پیروی چون همدم آمد | نبی را در ولایت محرم آمد | |
| ز «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ» یابد او راه | به خلوتخانهٔ «يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ» | |
| در آن خلوتسرا محبوب گردد | به حق یکبارگی مجذوب گردد | |
| بود تابع ولی از روی معنی | بود عابد ولی در کوی معنی | |
| ولّی آنگه رسد کارش به اتمام | که با آغاز گردد باز از انجام | |
| بخش ۲۰ - جواب به سوال احوال سالک و نشانهای مرد کامل | ||
| کسی مرد تمام است کز تمامی | کند با خواجگی کار غلامی | |
| پس آنگاهی که ببرید او مسافت | نهد حق بر سرش تاج خلافت | |
| بقایی یابد او بعد از فنا باز | رود ز انجام ره دیگر به آغاز | |
| شریعت را شعار خویش سازد | طریقت را دِثار خویش سازد | |
| حقیقت خود مقام ذات او دان | شده جامع میان کفر و ایمان | |
| به اخلاق حمیده گشته موصوف | به علم و زهد و تقویٰ بوده معروف | |
| همه با او ولی او از همه دور | به زیر قُبّههای سِتر مستور | |
| بخش ۲۱ - تمثیل در بیان رابطهٔ شریعت و طریقت و حقیقت | ||
| تبه گردد سراسر مغز بادام | گرش از پوست بخراشی گه خام | |
| ولی چون پخته شد، بی پوست نیکوست | اگر مغزش بر آری، بر کنی پوست | |
| شریعت پوست، مغز آمد حقیقت | میان این و آن باشد طریقت | |
| خلل در راه سالک نقصِ مغز است | چو مغزش پخته شد، بیپوست نغز است | |
| چو عارف با یقینِ خویش پیوست | رسیده گشت مغز و پوست بشکست | |
| وجودش اندر این عالم نپاید | برون رفت و دگر هرگز نیاید | |
| وگر با پوست تابد تابش خور | در این نشات کند یک دور دیگر | |
| درختی گردد او از آب و از خاک | که شاخش بگذرد از هفتم افلاک | |
| همان دانه برون آید دگر بار | یکی صد گشته از تقدیرِ جبّار | |
| چو سیرِ حبّه بر خطِّ شجر شد | ز نقطه خطّ، ز خطّ دَوْری دگر شد | |
| چو شد در دایره سالک مکمَّل | رسد هم نقطهٔ آخر به اوّل | |
| دگر باره شود مانند پرگار | بدان کاری که اوّل بود بر کار | |
| چو کرد او قطع یکباره مسافت | نهد حقّ بر سرش تاج خلافت | |
| تناسخ نبوَد این، کز روی معنی | ظهوراتی است در عینِ تجلّی | |
| وَ قَدْ سأَلوا وَ قالُوا مَا النّهایة؟ | فَقیلَ هِیَ الرٌّجُوعُ اِلَی الْبِدایَة | |
وزن شعر: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
|
منابع متن شعر: ۱- وبسایت گنجور: شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۴ - قاعده در « تفکر در انفس » ۲- کتاب گلشن راز، اثر: شیخ محمود شبستری با مقدمه و تصحیح و توضیحات به اهتمام دکتر صمد موحد ۳- کتاب شرح گلشن راز، اثر: الهی اردبیلی - مقدمه و تصحیح و تعلیقات: محمدرضا برزگر خالقی، عفت کرباسی ۴- کتاب شرح گلشن راز(مفاتیح الاعجاز) اثر: محمد لاهیجی گیلانی، پیش گفتار و ویرایش: دکتر علیقلی محمودی بختیاری |
تنبور: اسماعیل محمدی اودو (کوزه): اصغر محمدی دف: مهدی محمدی دکلمه: آرام نوبری نیا |
|---|