| بخش ۱۴ - سوال از ماهیت من | ||
| که باشم من مرا از من خبر کن | چه معنی دارد «اندر خود سفر کن»؟ | |
| بخش ۱۵ - جواب | ||
| دگر کردی سؤال از من که من چیست | مرا از من خبر کن تا که «من» کیست؟ | |
| چو هستِ مطلق آید در اشارت | به لفظِ «من» کنند از وی عبارت | |
| حقیقت کز تعیّن شد معیّن | تو او را در عبارت گفتهای «من» | |
| من و تو عارضِ ذاتِ وجودیم | مشبّکهای مشکاتِ وجودیم | |
| همه یک نور دان اَشباح و ارواح | گه از آئینه پیدا، گه ز مصباح | |
| تو گویی لفظِ «من» در هر عبارت | به سوی روح میباشد اشارت | |
| چو کردی پیشوای خود، خرد را | نمیدانی ز جزوِ خویش خود را | |
| برو ای خواجه خود را نیک بشناس | که نبوَد فربهی مانند آماس | |
| منِ تو برتر از جان و تن آمد | که این هر دو ز اجزای «من» آمد | |
| به لفظ «من» نه انسان است مخصوص | که تا گویی بدان، جان است مخصوص | |
| یکی ره برتر از کون و مکان شو | جهان بگذار و خود در خود جهان شو | |
| ز خطِّ وهمیِ های هویّت | دو چشمی میشود در وقتِ رؤیت | |
| نماند در میانه رهرو و راه | چو های هو شود ملحق به الله | |
| بود هستی بهشت، امکان چو دوزخ | منِ تو در میان مانند برزخ | |
| چو برخیزد تو را این پرده از پیش | نماند نیز حکمِ مذهب و کیش | |
| همه حکم شریعت از منِ توست | که این بربستهٔ جان و تن توست | |
| منِ تو چون نماند در میانه | چه کعبه، چه کنشت، چه دیرخانه | |
| تعیّن نقطهٔ وهمی است بر عین | چو عینت گشت صافی غین شد عین | |
| دو خُطْوَه بیش نبْود راهِ سالک | اگر چه دارد آن چندین مهالک | |
| یک از هایِ هویّت درگذشتن | دوم صحرای هستی در نَوَشتن | |
| در این مشهد یکی شد جمع و افراد | چو واحد ساری اندر عینِ اعداد | |
| تو آن جمعی که عینِ وحدت آمد | تو آن واحد که عینِ کثرت آمد | |
| کسی این سرّ شناسد کو گذر کرد | ز جزوی سوی کلّی یک سفر کرد | |
وزن شعر: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
|
منابع متن شعر: ۱- وبسایت گنجور: شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۴ - قاعده در « تفکر در انفس » ۲- کتاب گلشن راز، اثر: شیخ محمود شبستری با مقدمه و تصحیح و توضیحات به اهتمام دکتر صمد موحد ۳- کتاب شرح گلشن راز، اثر: الهی اردبیلی - مقدمه و تصحیح و تعلیقات: محمدرضا برزگر خالقی، عفت کرباسی ۴- کتاب شرح گلشن راز(مفاتیح الاعجاز) اثر: محمد لاهیجی گیلانی، پیش گفتار و ویرایش: دکتر علیقلی محمودی بختیاری |
تنبور: اسماعیل محمدی اودو (کوزه): اصغر محمدی دف: مهدی محمدی دکلمه: آرام نوبری نیا |
|---|