بخش ۱۰ - قاعده در تشبیه کتاب آفرینش به کتاب وحی (قاعده در تطبیق کتاب عالَم با کتاب مُنْزَل)
به نزد آنکه جانش در تجلّی است   همه عالم کتاب حق تعالی است
عَرَض اِعراب و جوهر چون حروف است   مراتب همچو آیات وقوف است
از او هر عالَمی چون سوره‌ای خاص   یکی زان فاتحه و آن دیگر اخلاص
نخستین آیتش عقلِ کل آمد   که در وی همچو باءِ بسمل آمد
دوم نفس کل آمد آیت نور   که چون مصباح شد در غایت نور
سیم آیت در او شد عرش رحمان   چهارم «آیت الکرسی» همی دان
پس از وی جرم‌های آسمانی است   که در وی سورهٔ سبع المثانی است
نظر کن باز در جرم عناصِر   که هر یک آیتی هستند باهر
پس از عنصر بود جرم سه مولود   که نتوان کرد این آیات معدود
به آخر گشت نازل نفس انسان   که بر ناس آمد آخر ختم قرآن
بخش ۱۱ - قاعدهٔ تفکر در آفاق    
مشو محبوس ارکان و طبایع   برون آی و نظر کن در صنایع
تفکّر کن تو در خلق سماوات   که تا ممدوح حقّ گردی در آیات
ببین یک ره که تا خود عرشِ اعظم   چگونه شد محیط هر دو عالم
چرا کردند نامش عرش رحمان؟   چه نسبت دارد او با قلب انسان؟
چرا در جنبشند این هر دو مادام   که یک لحظه نمی‌گیرند آرام
مگر دل مرکز عرش بسیط است   که این چون نقطه وان دور محیط است
برآید در شبانروزی کم و بیش   سراپای تو عرش ای مرد درویش
از او در جنبشْ اجسامِ مدوّر   چرا گشتند؟ یک ره نیک بنگر
ز مشرق تا به مغرب‌همچو دولاب   همی گردند دائم بی‌خور و خواب
به هر روز و شبی این چرخ اعظم   کند دور تمامی گردِ عالم
وز او افلاکِ دیگر هم بدین سان   به چرخ اندر همی باشند گردان
ولی برعکس دور چرخ اطلس   همی‌گردند این هشتِ مُقَّوَس
معدّل کرسی ذات‌البروج است   که آن را نه تفاوت نه فروج است
حمل با ثور و با جوزا و خرچنگ   بر او بر همچو شیر و خوشه آونگ
دگر میزان و عقرب پس کمان است   ز جدی و دلو و حوت آنجا نشان است
ثوابت یک هزار و بیست و چارند   که بر کرسی مقام خویش دارند
به هفتم چرخ، کیوان پاسبان است   ششم برجیس را جا و مکان است
بود پنجم فلک مرّیخ را جای   به چارم آفتابِ عالم آرای
سیم زهره، دوم جای عطارِد   قمر بر چرخ دنیا گشت وارد
زحل را جدی و دلو و مشتری باز   به قوس و حوت کرد انجام و آغاز
حمل با عقرب آمد جای بهرام   اسد خورشید را شد جای آرام
چو زهره ثور و میزان ساخت گوشه   عطارد رفت در جوزا و خوشه
قمر خرچنگ را همجنس خود دید   ذنب چون رأس شد یک عقده بگزید
قمر را بیست و هشت آمد منازل   شود با آفتاب آنگه مقابل
پس از وی همچو عُرْجونِ قدیم است   ز تقدیر عزیزی کو علیم است
اگر در فکر گردی مرد کامل   هر آیینه که گویی نیست باطل
کلام حقّ همی ناطق بدین است   که باطل دیدن از ضعف یقین است
وجود پشّه دارد حکمت ای خام   نباشد در وجود تیر و بهرام؟
ولی چون بنگری در اصل این کار   فلک را بینی اندر حکم جبّار
منجّم چون ز ایمان بی‌نصیب است   اثر گوید که از شکلِ غریب است
نمی‌بیند مگر کین چرخ اخضر   به حکم و امر حق گشته مسخر
 بخش ۱۲ - تمثیل در بیان وحدت کارخانه عالم    
تو گویی هست این افلاک دوّار   به گردش روز و شب چون چرخ فخّار
وز او هر لحظه‌ای دانای داور   ز آب و گِل کند یک ظرفِ دیگر
هر آنچه در مکان و در زمان است   ز یک استاد و از یک کارخانه است
کواکب گر همه اهل کمالند   چرا هر لحظه در نقص و وبالند؟
همه درجای و سیر و لون و اشکال   چرا گشتند آخر مختلف حال؟
چرا گه در حضیض و گه در اوجند   گهی تنها فتاده گاه زوجند؟
دل چرخ از چه شد آخر پر آتش؟   ز شوق کیست او اندر کشاکش؟
همه انجم بر او گَردان پیاده   گهی بالا و گه شیب اوفتاده
عناصر باد و آب و آتش و خاک   گرفته جای خود در زیر افلاک
ملازم هر یکی در منزل خویش   که ننهد پای یک ذرّه پس و پیش
چهار اضداد در طبع و مراکز   به هم جمع آمده، کس دیده هرگز؟
مخالف هر یکی در ذات و صورت   شده یک چیز از حکم ضرورت
موالیدِ سه گانه گشته ز ایشان   جماد آنگه نبات آنگاه حیوان
هیولی را نهاده در میانه   ز صورت گشته صافی صوفیانه
همه از حکم و امر و داد داور   به جان استاده و گشته مسخّر
جماد از قهر بر خاک اوفتاده   نبات از مهر بر پای ایستاده
نُزوع جانور از صدق و اخلاص   پی ابقای جنس و نوع و اشخاص
همه بر حکم داور داده اقرار   مر او را روز و شب گشته طلبکار

 وزن شعر: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

  منابع متن شعر: 

 ۱- وبسایت گنجور:

شیخ محمود شبستری » گلشن راز »

بخش ۱۰و۱۱و۱۲ - قاعده در تشبیه کتاب آفرینش به کتاب وحی

 ۲- کتاب گلشن راز، اثر: شیخ محمود شبستری با مقدمه و تصحیح و توضیحات به اهتمام دکتر صمد موحد

 ۳- کتاب شرح گلشن راز، اثر: الهی اردبیلی - مقدمه و تصحیح و تعلیقات: محمدرضا برزگر خالقی، عفت کرباسی

۴- کتاب شرح گلشن راز(مفاتیح الاعجاز) اثر: محمد لاهیجی گیلانی، پیش گفتار و ویرایش: دکتر علیقلی محمودی بختیاری

تنبور: اسماعیل محمدی 

اودو (کوزه): اصغر محمدی 

دف: مهدی محمدی 

دکلمه: آرام نوبری نیا 

  دانلود فایل پی دی اف