بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحاد    
من و ما و تو و او هست یک چیز   که در وحدت نباشد هیچ تمییز
هر آن کو خالی از خود چون خلأ شد   انا الحقّ اندر او صوت و صدا شد
شود با وجهِ باقی غیرْ هالک   یکی گردد سلوک و سیر و سالک
حلول و اتحاد از غیر خیزد   ولی وحدت همه از سیر خیزد
تعیّن بود کز هستی جدا شد   نه حقّ شد بنده نه بنده خدا شد
حلول و اتّحاد اینجا محال است   که در وحدت دویی عینِ ضلال است
وجودِ خلق و کثرت در نمود است   نه هرچ آن می‌نماید، عینِ بود است
بخش ۳۲ - تمثیل در نمودهای بی‌بود    
بنه آئینه‌ای اندر برابر   در او بنگر ببین آن شخصِ دیگر
یکی ره باز بین تا چیست آن عکس   نه این است و نه آن پس کیست آن عکس
چو من هستم به ذاتِ خود معیّن   ندانم تا چه باشد سایهٔ من
عدم با هستی آخر چون شود ضَمّ؟!   نباشد نور و ظلمت هر دو با هم
چو ماضی نیست مستقبل مه و سال   چه باشد غیر از آن یک نقطهٔ حال
یکی نقطه است وهمی گشته ساری   تو آن را نام کرده نهرِ جاری
جز از من اندر این صحرا دگر کیست   بگو با من که تا صوت و صدا چیست
عَرَض فانی است جوهر زو مرکّب   بگو کی بود یا خود کو مرکّب
ز طول و عرض و از عمق است اجسام   وجودی چون پدید آمد ز اَعدام
از این جنس است اصلِ جمله عالم   چو دانستی بیار ایمان و فالزم
جز از حق نیست دیگر هستی، الحقّ   هوالحقّ گو و گر خواهی انا الحقّ
نمودِ وهمی از هستی جدا کن   نه‌ای بیگانه، خود را آشنا کن

 وزن شعر: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

  منابع متن شعر: 

 ۱- وبسایت گنجور:

شیخ محمود شبستری » گلشن راز »

بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحاد

 ۲- کتاب گلشن راز، اثر: شیخ محمود شبستری با مقدمه و تصحیح و توضیحات به اهتمام دکتر صمد موحد

 ۳- کتاب شرح گلشن راز، اثر: الهی اردبیلی - مقدمه و تصحیح و تعلیقات: محمدرضا برزگر خالقی، عفت کرباسی

۴- کتاب شرح گلشن راز(مفاتیح الاعجاز) اثر: محمد لاهیجی گیلانی، پیش گفتار و ویرایش: دکتر علیقلی محمودی بختیاری

تنبور: اسماعیل محمدی 

اودو (کوزه): اصغر محمدی 

دف: مهدی محمدی 

دکلمه: آرام نوبری نیا 

  دانلود فایل پی دی اف