| عزلت از عالمِ دلگیر برآورد مرا | بی کسی از دهنِ شیر برآورد مرا | |
| بود از تیغِ زبان در تهِ شمشیرم جای | خامشی از تهِ شمشیر برآورد مرا | |
| کوهِ آهن به دلم بود ز آمیزشِ خلق | وحشت از حلقهٔ زنجیر برآورد مرا | |
| از غضب در دهنِ شیر مجاور بودم | ترکِ خشم از دهنِ شیر برآورد مرا | |
| بودم از زورِ جنون موجهٔ دریای سراب | لنگرِ عقل زمین گیر برآورد مرا | |
| خامشی به ز حدیثی که به پایان نرسد | کثرتِ شکوه ز تقریر برآورد مرا | |
| بودم از گردِ خجالت به ته خاک نهان | عرقِ شرم ز تقصیر برآورد مرا | |
| پیش ازین نالهٔ من داشت اثر در دلِ سنگ | کثرتِ ناله ز تأثیر برآورد مرا | |
| دست شستم ز میِ کهنه به صد خونِ جگر | خامیِ محتسب از پیر برآورد مرا | |
| دل گرفت از سرِ غفلت گلی از نو در آب | سیلِ چندان که ز تعمیر برآورد مرا | |
| ناخنِ سعی مَفَرسای که این عقدهٔ سخت | گرد از پنجهٔ تدبیر برآورد مرا | |
| کرد شیرین سخنی تلخ به من خاموشی | خارخارِ شکر از شیر برآورد مرا | |
| فکرِ بیرونشد ازان زلف، خیالی است مَحال | دوریِ راه ز شبگیر برآورد مرا | |
| گر چه شد از شبِ آن زلف، پریشان خوابم | این قدر شد که ز تعبیر برآورد مرا | |
| نعمتی کاش به اندازهٔ خواهش میداشت | آن که از چشم و دلِ سیر برآورد مرا | |
| پای در دامنِ تسلیم و رضا پیچیدن | صائب از کوششِ تدبیر برآورد مرا |
|
وزن شعر: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) منابع متن شعر: ۱- وبسایت گنجور: ۲- کتاب دیوان صائب تبریزی جلد اول - سال ۱۳۶۴ به کوشش محمد قهرمان - شرکت انتشارات علمی و فرهنگی |
تنبور: اسماعیل محمدی اودو (کوزه): اصغر محمدی دف: مهدی محمدی دکلمه: آرام نوبری نیا |
|---|