حلم ششمین حکم از احکام سلسه خاکسار است که برای ثبات قدم سالک در شناخت و عرفان ضروری است.
معنای لغوی حلم
واژه حلم، از ریشه «ح ل م» معادل بردباری در زبان فارسی است. لغت شناسان حلم را علاوه بر بردباری به درنگ و تأمل، تأخیر در کیفر خطاکار، خویشتنداری از هیجان، غضب و همچنین به عقل معنا کردهاند. مفاهیم دیگری چون صبر، وَقار، عَفو و کَظْمِ غَیظ (فروخوردن خشم) معانیی نزدیک به حلم دارند، اما بعضی بین حلم و برخی مفاهیم یاد شده، تفاوتهایی ذکر کردهاند.
معنای اصطلاحی حلم
حلم از نتایج عقل و علم و در عین حال از ارکان آن دو دانسته شده است، همچنین حلم را از ارکان ایمان و از نشانههای زاهدان و اهل تقوا بکاربرده اند.
عارفان و صوفیان مبنای حلم خدا را در این دانستهاند که چون تعجیل بر کیفرِ خطاکار ناشی از ترس مجازاتکننده از گریز اوست و چون خدا از این ترس منزه است پس در کیفر گناهکاران حلم میورزد. این امر البته اقتدار مطلق ذات وی را به اثبات میرساند.
بنابر اعتقاد عارفان و صوفیان حلم یکی از هفت صفت اصلی روح است که صفات دیگر از این صفات ناشی میشوند، چنانکه حلم منشأ وقار، حیا و تحمل آزار و اذیت دیگران است.
آخرین مقامات سالکان یعنی تسلیم و رضا نیز از حلم نشأت میگیرند. حلم به همراه تواضع، سخا و حسن خلق موجب صعود به بالاترین درجات قرب الهی میشود، حتی اگر علم و عمل بندگان کم باشد.
بنابر نظر عبدالرزاق گیلانی نقش و نتیجه اصلی حلم واداشتن افراد به صفت رحمانی تأنّی و بازداشتن آنها از صفت شیطانی عجله است، این نتیجه چنان با اهمیت است که خود منشأ فوائد بسیار دیگری خواهد شد، زیرا منشأ همه خطاهای زبانی و عملی انسان در عجله کردن است.
منابع:
- سایت ویکی شیعه
- رساله سلسله خاکسار