انسانها به یکدیگر وابسته و محتاج اند و کمال و تمام هریک در نزد دیگری و در روابط با دیگران است و در روابط اجتماعی یاری رساندن به همنوع خود ضروری است.
بنابراین از آنجا که انسان کمال گرا آفریده شده لازم به گردآوری ملزوماتی است که به دیگر همنوعان خود به عنوان اعضای یک بدن یاری رساند. یکی از مهمترین آنها دمساز شدن با مهر و محبت ورزیدن به دیگری می باشد.
- محبت و تفاوت آن با عدالت
عدالت موجب اتحادی ساختگی و محبت موجب اتحادی ذاتی و فطری است، در عدالت اختیار وجود دارد و در محبت جبر و عناصر ساختگی از عناصر ذاتی و فطری پیروی می کنند.
بنابراین نیاز به عدالت که اکمل فضائل است از جهت فقدان محبت است، زیرا اگر میان اشخاص محبت حاصل باشد به انصاف و انتصاف احتیاجی نباشد. انصاف یعنی کسی چیزی را که مورد کشمکش و نزاع است را با شخص دیگر بطور برابر نصف کند که دونیم کردن چیزی از انواع تکثر است در حالی که محبت از اسباب اتحاد است، پس از این رو فضیلت محبت بر عدالت تقدم دارد.
- محبت و تفاوت آن با صداقت
محبت از صداقت عامتر است چون محبت میان جماعتی انبوه شکل می گیرد ولی صداقت بدین مرتبه نمی رسد و مودت در رتبه به صداقت نزدیک تر است. عشق که افراط محبت است از مودت خاص تر و جز میان دوتن اتفاق نمی افتد.
- اقسام محبت در انسان به دو گونه است که شامل؛
- محبت طبیعی:
مانند محبت مادر به فرزند که اگر این نوع محبت در طبیعت و سرشت مادر موجود نبود فرزند را تربیت نداده و به بقای نسل همت نمی کرد.
- محبت ارادی: شامل چهار مرتبه می باشد؛
محبتی که زود ایجاد می شود و زود هم از بین می رود، که لذت علت این محبت است.
محبتی که دیر ایجاد می شود ولی زود از بین می رود ، که نفع و منفعت علت این محبت می باشد.
محبتی که زود ایجاد می شود اما دیر از بین می رود، که علت این محبت خیر می باشد.
محبتی که دیر ایجاد می شود و دیر از بین می رود، که ترکیبی از لذت ،نفع و خیر علت این محبت می باشد.
- اقسام عشق
عشق مذموم(ناپسند) که از فرط طلب لذت بوجود می آید.
عشق محمود(پسندیده) که از فرط طلب خیر بوجود می آید.
منبع:
کتاب اخلاق ناصری از خواجه نصیر الدین طوسی