مُرید در لغت به معنی ارادتمند و هواخواه است و در عرفان به کسی اطلاق می‌شود که در آداب سلوک از پیر پیروی کند و عمدۀ اشتغال او به مرحلۀ ترک رذایل و اِعراض از لذّات دنیوی است.

چنین فردی هر لحظه به سبب ترس از رانده شدن از درگاه الهی در تب و تاب به سر می‌برد، چون از این مرحله گذرد کسب فضایل را آغاز می‌کند. 

• ارکان مرید
شش فضیلت تشکیل دهنده ارکان مرید می باشد که عبارتند از:
- اول؛ فرمان برداری از پیر
- دوم؛ راست گویی
- سوم؛ وفاداری
- چهارم؛ پندپذیری
- پنجم؛ کم آزاری
- ششم؛ راز داری

• قانون مرید
آن است که هر چه به خود پسندد به دیگری هم پسندد و هر چه به خود روا ندارد به دیگری هم روا ندارد.

• سرمایه مرید
آن است که اعتقاد پاک و دل روشن داشته باشد.

• غسل مرید
آن است که از رذایل اخلاقی پاک شود از جمله:
دوستی دنیا، حب جاه و مال و نام، حرص، حسد، حیله و مکر، کبر وعُجب، غرور، کینه، غفلت، فسق و فساد، دروغ، بهتان، ریا، طمع، عیب جویی، غرض ورزی، تقصیر در طاعت، سخن چینی، دو رویی و هرآنچه پیر وی را از آنها منع کند.
هر که از این رذایل پاک بود مریدی باشد که در سرچشمهٔ طهارت غسل طریقت برآورده باشد.


منابع:
- رساله سلسله خاکسار،
- کتاب فتوت نامه سلطانی اثر مولانا حسین واعظ کاشفی سبزواری
- فرهنگ لغت معین