چاپ

 

پیر در اصطلاح صوفیان به معنی پیشوا و رهبر است و الفاظ قطب، شیخ، مراد، ولی و غوث نزد صوفیه به همین معنی استعمال شده است.

 پیر در عرفان جایگاه ممتازی دارد و اهل طریقت براین باور هستند که بدون پیروی از پیر، برخوردار شدن از توفیق سزامند در سلوک مقدور نیست و مبتدیان بدون ارشاد و نظارت پیر به کمال مطلوب نائل نمی‌گردند.

 از شیخ ابوسعید ابوالخیر در اسرار التوحید نقل است که:

«مدار طریقت بر پیر است که الشیخُ فی قومه کالنبیّ فی امّته و محقَّق و مبرهن است کی به خویشتن به هیچ جای نتوان رسید».

این پیر و مرشد در اصطلاح متصوّفه با عبارات دیگری: «شیخ»، «ولی»، «قطب»، «غوث»، «خضر»، «هادی»، «دلیل» و ... ذکر شده است و البته بعضاً از جهاتی با هم فرق دارند، مثلاً گفته اند:

 «شیخ چون به مراحل عالی کمال برسد و در کمال استغنای تام پیدا کند قطب نامیده میشود». (قاسم غنی، تاریخ تصوّف،ص 230).

- شرائط پیر:

 از جمله شرایط پیر اینکه باید حب دنیا و حب جاه نداشته باشد و ریاضت کشیده و دارای محاسن اخلاق باشد و با طمأنینه و وقار باشد و از علم بهره کافی برده باشد. ( محمد بن محمد غزالی، مکاتیب فارسی غزالی، ج۱، ص۱۰۲ـ۱۰۳، بن ام فضائل الانام من رسائل حجة الاسلام، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۳۳ش)

 - پیر در آثار ابن سینا

ابن سینا در رساله حیّ بن یقظان ارتباط نفس ناطقه را با عقل فعال از طریق داستان و تمثیل اینگونه بیان می‌کند: 

نفس ناطقه که همان سالک است روزی از شهر خویش بیرون می‌آید و از دور پیری را می‌بیند« زیبا و فره‌مند و سال‌خورده » که در عین کهن‌سالی تازگی و طراوت جوانی با اوست و از پیری جز شکوه پیران هیچ نشانی در او نیست. (ابن سینا، حیّ بن یقظان، ج۱، ص۳، ترجمه و شرح فارسی منسوب به جوزجانی، چاپ هانری کور بن، تهران ۱۳۶۶ش)
این پیر را که همان عقل فعال است، به قول شارح ، «به زبان شریعت جبرئیل علیه‌السلام خوانند». (همان ؛ص6)
علت این‌که ابن سینا عقل فعال یا جبرائیل را پیر خوانده است این است که او یکی از فرشتگان است و «فرشتگان را دیر است که بیافریدند، پس دیرینه‌اند». (همان؛ص7)
نام این پیر «حیّ بن یقظان» است، یعنی زنده پسر بیدار.
بیدار نیز مانند پسرش زنده یکی از فرشتگان است و نخستین موجودیست که خداوند آفریده و او همان عقل نخستین است. سالک از این پیر سؤال‌هایی می‌کند و پیر دانا به او پاسخ می‌گوید و علم‌هایی به وی می‌آموزد، که یکی از آن‌ها علم "فراست" است. 

- پیر در آثار شیخ اشراق شهاب‌الدین سهروردی

پیر به معنایی که ابن سینا در رساله حیّ بن یقظان معرفی کرده است در آثار رمزی و عرفانی شیخ اشراق شهاب‌الدین سهروردی از جمله رساله‌های عقل سرخ، فی حالة الطفولیة و آواز پر جبرئیل نیز دیده می‌شود. در عقل سرخ هنگامی که سالک در صورت باز در صحرا رود، پیری می‌بیند با محاسن و رنگ و روی سرخ، ابتدا می‌پندارد که جوان است، از او می‌پرسد: «جوان از کجا می‌آیی؟ » پیر می‌گوید:

«من اولین فرزند آفرینشم، تو مرا چون جوان همی‌ خوانی؟» و چون سالک می‌پرسد که پس چرا محاسن او سپید نگشته است، پاسخ می‌دهد که «من پیری نورانیم». (یحیی بن حبش سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۳، ص۲۲۸، ج ۳: مجموعه آثار فارسی شیخ اشراق، چاپ حسین نصر، تهران ۱۳۷۳ش)

در رسالة فی حالة الطفولیة نیز سالک پیری را می‌بیند در صدر خانقاه با خرقه‌ای که نیمی از آن سپید است و نیمی سیاه. (یحیی بن حبش سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۳، ص۲۵۴، ج ۳: مجموعه آثار فارسی شیخ اشراق، چاپ حسین نصر، تهران ۱۳۷۳ش)

این پیر همان جبرئیل یا روح‌القدس است که سهروردی در آواز پر جبرئیل در وصف او می‌نویسد که: در دو طرف راست و چپش دو بال یا پر دارد؛ پر راست او نور محض است، به دلیل این‌که این پر نماینده رویی است که جبرئیل با حق تعالی دارد، ولی پر چپ او کاملاً نورانی نیست بلکه پاره‌ای نشان تاریکی در آن است و این به دلیل آن است که این پر نماینده رویی است که جبرئیل به ذات خود دارد. (یحیی بن حبش سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۳، ص۲۲۰، ج ۳: مجموعه آثار فارسی شیخ اشراق، چاپ حسین نصر، تهران ۱۳۷۳ش)


موضوعات و مسائلی را که ابن سینا در حیّ بن یقظان مطرح کرده است سهروردی نیز کم و بیش در رسائل رمزی خود مطرح کرده است، از جمله موضوع چشمه زندگانی. در عقل سرخ پیر به سالک می‌گوید برای این‌که از رنج سفر کاسته شود باید چشمه زندگانی به دست آورد و از آن چشمه آب بر سر خود ریزد. این چشمه در ظلمات است و سالک باید خضروار راه توکل در پیش گیرد تا پس از سرگردانی بسیار به آن برسد. ( یحیی بن حبش سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۳، ص۲۳۷، ج ۳: مجموعه آثار فارسی شیخ اشراق، چاپ حسین نصر، تهران ۱۳۷۳ش)

- پیر درآثار سنایی: 
پیر به معنای عقل فعال و راهنمای باطنی سالک پیش از سهروردی از راهی دیگر وارد ادبیات عرفانی و صوفیانه فارسی شده بود و شاعری که این کار را کرده بود حکیم سنایی بود. سنایی در مثنوی فلسفی ـ عرفانی سیرالعباد که تحت تأثیر جهان‌شناسی و روان‌شناسی ابن سیناست از عقل فعال به عنوان پیر یاد می‌کند.

شاعر روزی که از ماندن در نهاد خویش در میان دیو و دد و ستورانی که در عالم سفلی و زمینی همراه انسان‌اند حیران و دل‌خسته شده است ناگهان در میان تاریکی «پیرمردی لطیف و نورانی» می‌بیند که گرچه کهن‌سال است، لیکن از بهار تازه‌تر و نوتر است. (شرح سیرالعباد الی المعاد، در مجدود بن آدم سنایی، ج۱، ص۲۵۳ـ ۲۵۵، مثنوی های حکیم سنائی، چاپ محمدتقی مدرس رضوی، تهران ۱۳۴۸ش)

شاعر که از فرّ و جمال و زیبایی و لطف و کمال و والایی پیر شگفت زده شده است به او می‌گوید: «چاه تیره چه جای چون تو مه است؟» و آن‌گاه پیر درباره خود می‌گوید که از گوهر و جای، یعنی از عالم جسمانی و مکان، برتر است و ملکوتی است و پدرش «کاردار خدای» است و «اول نتیجه قِدَم است»، و به فرمان اوست که وی به زمین آمده است. (همان ؛ص:256)

مشخصاتی که در این‌جا از پیر ذکر شده است همان است که ابن سینا در حیّ بن یقظان گفته است.
در این‌جا نیز پیر همان عقل فعال است که راهنمای سالک در سفر روحانی او می‌شود و به پرسش‌های او پاسخ می‌گوید.

 

( ادامه دارد )


 سخنرانی:

سخنران : مهدی محمدی

موضوع سخنرانی : پیر در عرفان

تاریخ : 2023/04/15 برابر با بیست و ششم فروردین ۱۴۰۲


- منبع
وبسایت عرشیا  نوشته ی دکترسیامک مختاری  26 بهمن 1394